من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی


 

تولد تولد تولدم مبارکيادتون مياد گفتم دی ماهی ها يکی از يکی گل ترن هوراااااااااااااااااا بالاخره سن من هم قانونی شد حالا می تونم با خيال راحت آدم بکشم.۱۸سال پيش در چنين روزی شيده متولد شد.الان من يه ساعتمه.ديروز ۳تا از دوستای خوبم يه هويی اومدن خونمون بابايی هم لطف کرد رفت کيک خريدمن هم همچين ذوق کردم انگار به خر تيتاب دادنالبته بلا نسبت (خر) خلاصه کلی خنديديم جای همه دوستام خالی بود هر کی اين پستو می خونه برا من دعا کنه که امروز روز بدی نباشه چون دو ساله که تولدم ميشه بدترين روز سال. دعا کنين امسال  به خير بگذرهوای من چقد حرف زدم کدوم نی نی يک ساعته ای اين همه حرف می زنهالان من فقط بايد گريه کنمخب برای امروز هم يه قسمت از يکی از شعرهای قشنگ فريدون مشيری رو مينويسم تا بعد بای بای

...يافتم يافتم آن نکته که می خواستمش

با شکوفايی خورشيد و گل افشانی لبخند تو

آراستمش

تار و پودش را از خوبی و مهر

خوش تر از تافته ياس و سحر بافته ام

(دوستت دارم) را

من دلاويزترين شعر جهان يافته ام

....تو هم ای خوب من اين نکته به تکرار بگو

اين دلاويز ترين شعر جهان را همه وقت

نه به يک بار و به ده بار که صد بار بگو

(دوستم داری)؟ را از من بسيار بپرس!

(دوستت دارم) را با من بسيار بگو!


shideh joon