من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی


 

سلام وای من چقدر تنبل شدم اصلا به روی خودم هم نمی يارم که بيام آپ کنم امروز هم که افتخار دادم اومدم واسه اينه که گول خوردمآخه اخبار ديشب گفت که امروزدانشگاها تعطيله . من هم که ساده باور کردم . صبح دوستم زنگ زده ميگه منگل کلاس ها تشکيل شد ه تعطيل کجا بود؟من هم در کمال پررويی گفتم من نمی آم اخبار گفت تعطيله.حالا اينا هيچی اصلا منو چه به دانشگاه رفتن ؟هفته اول تموم نشده کارت منو گرفتن چرا؟ چون به اندازه اشک مورچه ريمل داشتم. آخه اين چه وضعشه ؟ ميگم من اينجا که همه دخترن ريمل داشته باشم بهتره يا اينکه بيرون که همه جور آدمی هستن؟ميگه اينا به من ربطی نداره من وضيفه م رو انجام می دم.انقدر به آدم  گير می دن که واقعا به شخصيت آدم توهين ميشه .کسی که وارد دانشگاه ميشه حداقل ۱۸ سالش هست انقدر هم شعور داشته که بتونه دانشگاه قبول شه پس واقعا احمقانه س که هی به آدم گير بدن مانتو بلند بپوش گشاد باشه آرايش نداشته باش موهاتو بکن تو واسه چی به ابروت دست زدی؟... وای که من باز غرغرو شدم. يه شعر کوچولوی با حال می نويسم تا بعد بای.

يادت هست که می گفتی...

              چشم ها را بايد شست    جور ديگر بايد ديد

                 و کنون چشم ها را آنقدر شستيم که دگر سو ندارد

    و بدان اين مشکل چشم هاست

                               پس بگذار شعرت را چنين اصلاح کنم

          چشم ها را بايد بست...

            و دگر هيچ نبايد ديد.


shideh joon