من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی


 

سلااااامحال و احوال خوبه؟ می بينم که چهارشنبه سوريه و قراره دوستام امروز منو آتيش بزننآخه چه جوری دلشون مياد ؟ آخه من گناه دارموای که يک ساله دلم قنج (درست نوشتم؟) زده واسه ترق تروق امشب . واسه آتيش بازی امشب . واسه آتيش سوزوندن امشب . واسه بزن برقص آخر شب .بابايی بيچاره که از اول اسفند يک بند سوزنش گير کرده که من امسال در خدمت شيده هستم هاااا من هم که در اين حالت هستم: الو الو بابايی صدات نمياد با منی؟بيچاره رفته يه عالمه مواد محترقه از نوع شيده خر کنی خريده . ولی من زير بار نمی رم . من که از چهارشنبه سوری پيش قرار اينکه امسال کجا رو آتيش بزنيمو با دوستام گذاشتم.اميدوارم که امشب به همه خوش بگذره هيچ اتفاق بدی هم واسه هيچ کس نيفته.جون مادرهاتون رعايت افراد مسن؛ خانم ها و بچه ها رو بکنيد . فردا پس فردا هم ميام تعريف می کنم که امشب چيا شد البته اگه آتيشم نزده باشن. تا بعد بای.

اين مطلب پايينی هم از وبلاگهhttp://www.mahsaweb.blogfa.com/ برداشتم آخه خيلی قشنگ بود بهش سر بزنيد پشيمون نمی شيد.

بچه ها شوخي شوخي به

گنجشك ها سنگ ميزنند و گنجشكها


جدي جدي ميميرند –آدما شوخي


شوخي زخم ميزنند و قلبها جدي جدي ميشكنند و تو شوخي شوخي


لبخند ميزني و من جدي جدي عاشق ميشم.

(اين پستو ديروز نوشتم پرشن قاطی کرده بود آپ نمی شد امروز گذاشتمش)


shideh joon