من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی


تولد

سلااااااااام .تولد تولد تولدت مبارک نی نیه من بالاخره یه سالت شد.هورااااااااااااا مامانی.خیلی خوشحالم که امروز تولد اینجاس واقعا احساس می کنم که مامانه اینجام .همین جا قول می دم که این نی نی رو حالا حالا بزرگش کنم . مگه من دلم میاد که بذارمش سر راه.امروز رفتم از اولین پستمو دوباره خوندم تقریبا شبیه دفتر خاطراته .چقدر هم وقتایی که ناراحت بودم برام اینجا نوشتن آرامبخش بوده.البته خودم هم قبول دارم که چیز قابل توجهی نمی شه اینجا پیدا کرد اما اما خوب شما به بزرگی خودتون ببخشید ولی با همه بی مزگیش منو با دوستای خوبی آشنا کرد که خیلی بهم لطف دارن من هم خیلی دوسشون دارم .خب وقتشه یه اعتراف هم بکنم بابا من یه ساله وبلاگ دارم هنوز نمی دونم چه جوری می تونم عکس اینجا بذارم هر کی یادم بده که خیلی لطف کرده.می بیینم که تولد نی نیم رو کردم مجلسه ختم خودم هم رفتم بالای منبر.بابا اگه پا نمی شید برقصید حداقل دست بزنید کیک هم که ندارم ازتون پذیرایی کنم. اصلا نمیشه انگار من باید به عنوان مامانی پا شم تا یخ مجلس آب شه خب راستی کادوهاتونو بدید ببینم.. حالا دست دست.آقایون دست خانوما رقص حالا برعکس. راستی امروز من اینجا رو می ترکونم دو سه تا آپ دیگه هم می ذارم.یکی دو تا روانشناسیو یه پست هم اس ام اس می ذارم. خلاصه شرمنده دیگه انقدر جشنمون بی حاله. من برم بقیه پستهارو بذارم.تا آپ بعدی


shideh joon