من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی


قبول شدم

 

هورااااااااااااااااااااااااا این دفعه دیگه جدی جدی خوشحالم امتحان شهری هم قبول شدم.خوب دیگه می ریم تو کار گواهینامه پایه یک.نیست دست فرمونم توپه. می گم بچه ها یه قرار بذارید همتون رو ببرم بیرون به جون خودم قول می دم زنده برگردیم.راستی من چیزی یادم نمیاد که به کسی قول شیرینی داده باشم .هر کی هم همچین چیزی یادشه حتما اشتباه می کنه.

وای رفتیم افسره یه زنه بود بلا نسبته سگ.سوار شدیم رفتیم خانوم اولی که دست فرمونش خیلی داغون بود و هفت هشت بار خاموش کردو قبول کرد.برگشته بهش می گه ولی شما اگه خواستی پشت فرمون بشینی یه 5 جلسه برو تمرین. من کف کرده بودم آخه آدم گواهینامه رو پس واسه چی می گیره؟خانوم دومیه که دست فرمونش بهتر بودو قبول نکرد گفت حالا فعلا بشین تو ماشین ومن نشستم . وای خیلی خل بود سر تقاطع ها اگه یه ذره عقب ایست می کردی می گفت اینجا که دید نداری اگه یه ذره می رفتی جلوتر خودش ترمز می گرفت می گفت چرا ایست کامل نکردی. سر پارک دوبل خدایی بد پارک کردم خیلی نزدیک جدول بود دو بار هم خاموش کردم. ما رو برد پیش بقیه ولی پرونده هامونو نداد .معلوم نبود رد شدیم یا نه.اونجا یکی از دوست های راهنمایمو دیدم.خیلی ذوقیدم انگار بهم تیتاب دادن .انقدر یاد گذشته ها کردیم یک دخترهای دیونه ای بودیم. دو سال همکلاسی و دوست جون جونی بودیم هر روز با هم بودیم ولی واسه هم نامه می نوشتیم پنج شیش صفحه بعد نمی دادیم به .هم واسه هم پست می کردیم. حالا فاصلا خونه هامون پیاده ده دقیقه هم نبود.انقدر بیاد اون خل بازیهامون خندیدیم.هنوز جفتمون نامه ها رو یادگاری نگه داشتیم .وایستاده بودیم یه زنه رهگذر از بغلمون رد شد بر گشت به من گفت تو قبولی من صبح که دیدمت به دلم افتاد شک نکن که قبولی من مونده بودم چی بگم.بعد همینطوری که میرفت هی می گفت قبوله این قبوله من می دونم قبوله یه ربع بعد دوباره برگشت هی زیر لبی می گفت قبولی ها تو قبولی.خیلی جالب بود.بعد افسره اومد گفت دوباره سوار شو .دوباره نشستم ایندفعه خیلی خوب رفتم .بعد گفت تو که دست فرمونت خوبه چرا اون دفعه خراب کردی حتما هول شدی آره .من هم در کمال پررویی گفتم نه چرا هول شم ؟ آخه خداییش هم اصلا عین خیلم نبود خلاصه که قبول شدیم.حالا همگی دست هورااااااااااااااااااا.خب بسه دیگه خیلی پر حرفی کردم می خوام برم این خبر خوبو به همه دوستام بدم. راستی مرسی سحری که برام دعا کردی.و مرسی از خانومه هم که دلش چلچلراغ بود.

                                   

 

این پیشیه هم خوشحاله که من قبول شدم.


shideh joon