يلری تلری ضايع

سلام04.gifحال و احوال چطوره03.gifبه خدا اول کامپيوتر خراب شد بعدش که پس از تحمل غرغرهای18.gif داداشی درست شد تلفنمون قطع شد17.gifآخه من گناه دارم قول می دم تکرار نشه و زود آپ کنم30.gifبگذريم جای همه خالی01.gif پريروز از صبح که برای فريضه ورزش35.gif به پارک لاله رفتيم من گير سه پيچ دادم که عصر بريم پارک ملت از اون بستنی قيفی گنده ها بخوريم32.gifاول که همه گفتن نه02.gifولی عصر همه رضايت دادند که بريم نياوران از اون يکی بستنی قيفی گنده ها بخوريم05.gifتا اينجا ۴ نفر بوديم که يکی از بچه ها گفت من با خواهرم ميام که ماشين بياريم07.gifبعد يه نفر ديگه هم بهمون اضافه شد11.gifکلا شديم ۶ نفر که ۳ نفرمون حسابی تپل مپل بودن04.gifحالا نکته جالب اينکه ماشين چی بود06.gifيه پيکان باحال29.gifخلاصه تپل ترينمون جلو نشست ما ۴ نفر هم عقب04.gif البته از اونجايی که من به قول داداشم ماکارونيم18.gifرو پای بچه ها نشستم08.gifحالا با اون وضعيت سمانه که راننده بود لايی می کشيد گاز می داد با ماشين های مدل بالا کورس می ذاشت30.gifجالب بود که در تمام اين کارها هم موفق بود35.gifبعد چشمتون روز بعد نبينه ديدم 31.gifکه بچه ها داد می زنن شيده بخواب شيده کله تو بنداز پايين11.gif من هم مونده بودم چی شده که برگشتم ديدم دوسته سابقم16.gif تو ماشين پشتی نشسته دلشو گرفته می خنده08.gifاز اونجايی که بچه محل هستيم و هممون رو می شناسه09.gif هممون خوابيدم04.gifاون هم گرفته بود بغلمون که حرف بزنه ولی ما انقدر سرمون رو نياورديم بالا34.gif که بی خيال شد و رفت18.gifما هم به افتخار اين سوتيه کنده شروع کرديم به دست زدن35.gifو جيغ زدن18.gifو چون ماشين ضبط نداشت بچه ها شروع کردن به هنر نمايی تا بالاخره رسيديم13.gifسر پارک کردن سمانه انقدر مسخره بازی در اورد33.gif که ۲تا پسره09.gif صاحب ماشين جلويی اومدن گفتن خانوم تو رو خدا نزنی به ماشين ما ها 29.gif.همه پياده شدن که برن بستنی بخرن من تا اومدم پياده شم صندلم از پام در اومد افتاد توی اين چاه های آب بغل خيابون17.gif همه ترکيده بودن از خنده18.gif من حرص می خوردم15.gif يکی از پسرا اومد جلو گفت چی شده وقتی بهش گفتيم اول فکر کرد سرکاريه26.gif وقتی منو پابرهنه ديد کم مونده بود شاخاش16.gif سبز بشه گفت خانوم اونو ديگه نميشه در آورد من يه جفت دمپايی تو ماشينم دارم می خواين بدم بهتون؟21.gifما هم گفتيم نه ما درش مياريم سمانه رفت جک ماشینو اورد22.gif با هزار زور و زحمت درش اورديم30.gif ولی چنان بوی فاضلابی می داد که نزديک بود دوباره بندازيمش همون تو.18.gifخلاصه عجب بستنی خورديم 13.gifخداييش خيلی حال داد03.gif تو راه برگشت هم کلی جيغ زديمو خنديديم 07.gifجای همه خالی بود  وقتی رسيدم خونه مامانم کم مونده بود از ترس جيغ بزنه27.gif آخه قيافم ديدنی بود اون هم در حالی که يه پام برهنه بود 09.gifاون يکی کفشم رو هم تو روزنامه پيچيده بودم 11.gifبا فاصله از خودم نگه داشته بودم چون بو ميداد يه راست پريدم تو حموم. 29.gifاين هم از خطره من قربونه چشماتون برم که پست به اين بلندی رو تا اخر خوندين تا آپ بعدی بابای23.gif

/ 9 نظر / 3 بازدید
ariyanaz

وبلاگ قشنگی داری موفق باشی

حمـيـــــــد

تبریـــــــــــــــــــــــــــک که آپ کردی !!.........حالا برم بخونم

حمـيـــــــد

يه سوالی برام پيش اومدشما تو خونه حبس هستين؟؟اگه نه پس جيغ و داد تو ماشين دليلش چيه؟؟؟!!!!؟؟!!

Timberland

سلام. چه عجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ميگم خوبه خودت نيفتادی تو چاه..! انقدر حواست به پسرای مردمه که جلوی پاتم نمیبینی..!!

sahar

boro doa kon siaro nabinim ke man khodamo jaye to mikosham

شيده(ماجراهای خانه ما)

اول سلام. دوم بی معرفتا رو می گيرن فرار کنین می بينم که داداش حميدمم اينجاس خوبی تو شيده جان؟

mehdi nasiri

manam ta tah khoondam !