چهار شنبه سوری

سلام خوبین؟من هم خوبم یعنی بهتر شدم . یه جورایی دارم با خودم کنار میام ولی هنوز نتونستم خودمو ببخشم02.gif.حالا یه چیزی:واقعا ذوق مرگ شدم که انقدر تو کامنت ها منو تحویل گرفتین و از این حرفا. یه عالمه آی لاو یو08.gif11.gif

خب حالا ۴شنبه سوری رو بگم. وای چقدر بی حال بود فکر کنم این هفته باحال تر باشه.حدیث که از شبه پیش شروع کرده بود به قسم دادن و خواهش و این حرفا که جونه حدیث نرو بیرون بگیر بگیره.بابا خطرناکه مگه این مستندها رو نمی بینی؟اگه بگیرنت تا آخره عید ولت نمی کنن42.gifمن هم که از خدا خواسته:حدیث همین جا قول بده که کارهای منو انجام بدین باشه؟06.gifاون هم جیغ می زد که دیوونه م کردی14.gif.الهام هم که گیر داده بود به شرطی می ذارم بری بیرون که کلاه کاسکت بذاری سرت13.gifتا من خیالم راحت باشه.(دله همتون بسوزه چقدر دوستام دوستم دارن06.gif)اون روز هم از شانسه من یه کارگره افغانی (افغانی واسه یه دقیقش بود) اومده بود خونمون رو تمیز کنه انده طالبان و این حرفا بود . بعد زبون نفهمی ش روی قل مرادو کم کرده بود. یه دستمال به شیشه می کشید منو گیر میورد حالا چی کار کنم؟من هم می گفتم نمی دونم بذار مامانمو صدا کنم می گفت :ها؟اینجا رو تمیز کنم؟34.gifیه جا رو سه بار تمیز می کرد بعضی جاها رو اصلا تمیز نمی کرد خلاصه دیوونه بود . موبایلشو که در اوورد من کفم برید13.gif13.gifبذار نگم گوشیش چی بود.

مامانی هم زیاد حواسش نبود که چه روزیه من هم بدونه اینکه به روی مبارک بیارم رفتم حاظر شدم گفتم می رم خونه سارا اینا با سحر.درحالی که اشکش از دسته کارگره دراومده بود گفت شب زود بیای ها. ـ چشم مامانی04.gif

رهسپار شدیم اون وری سحر زودتر رفته بود اونجا.۶نفر بودیم اول یه کم خل بازی کردیم و خندیدم بعد اونها می خواستن برن سمته آریاشهر ولی من و سحر می خواستیم بریم سمته شهر آرا .اومدیم بریم زنگ زدیم به دوستمون که اونجا بودن اونم گفت ماشین ندارم که بیام دنبالتون02.gif.یهو مامانی زنگ زد:واسه چی رفتی بیرون من یادم نبود امروز ۴شنبه سوری حق نداری پاتو از محل بذاری بیرون20.gif20.gif

ما هم رفتیم سمته ولیعصر که چه خبر بود36.gifبعد هم اون دوستمون که شهرآرا بود بهمون پیوست و رفتیم کوچه گردی تو محله خودمون.خدایی پلیس بود ولی اصلا کاری به کار کسی نداشت21.gifتازه خودشون هم حال می کردن31.gif.دیگه اومدیم سمته خونه دیدیم  به به ساختمونه خودمون که باحال تراز بیرونه .تو حیاط که مراسمه طرق طروق بود . تو پارکینگ هم چندتا از همسایه های اهله دل مشغوله آب شنگولیو این حرفا بودن.04.gif

بعد هم که دیگه مراسمه بزن و برقص36.gif جای همه خالی خوب بود.ایشالا دومی بهتر هم باشه04.gif.ببخشید اگه خیلی پر چونگی کردم. تا بعد 27.gif.راستی یه پسته دیگه تا آخر امسال می ذارم ها.

                               atash.jpg

 

/ 21 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرنوش

سلام عزيزم مرسی اميدوارم هميشه شاد باشی

پرنيان ماه

سلام شيده جون چطوری خانوم ؟ خوش می گذره ؟ ممنون که اومدی پيشم راستی من خيلی خوشحال می شم وقتی نوشته هات رو می خونم مخصوصاْ رگه های طنز نوشته هات بی نظيره سال نو هم مبارک باشه عزيز

sahar

salam be nazare man vaghan rooze maskhare bood taze khoobe khabar nadashtam rrrrrrrrrr pishe shiva joonam hast vaela hichi dige vali shide cheghad ye jam misooze ke oon shab naraftim mojtamashoon kheili badbakhte delam barash misooze bi orzas vaghan

innaoon

سلام. حال احوال؟ امسال واقعا ۴ سوری بيحالی بود. من که نرفتم بيرون. کلا زندگی بيروح شده. البته نه برای شما. اين که ديگه گلبرگ مغرور نيستی و بهت تبريک می گم. بالاخره شما هم مجبور به يک مبادله پاياپی شدی. خوش باشی. فعلا....

Mahnaz

سلام شيده جون . خوبی عزيزم فدات شم تو خيلی مهربونی خانومی اگه اهل چت کردن هستی آی دی من رو اد کن mahnazqueen2000

Mahnaz

راستي دوسالكي وبلاكتو تبريك ميكم

امير۸۴۰۴

انکه چيزی نيست من کلی کارتون هست که ديدم ولی يادم نمياد تازه کلی کارتونم نديدم اما يادم مياد و يه چيز جالبتر يه سری کارتونام نه ديدم نه يادم مياد

اديب

سلام شيده چرا مگه من چه کار کردم بعدشم من تا ندانم چه کار کردم دست از سر ور نمی ور دارم دوستارد اديب

ليلی

وب نازی داری ممنون ميشم اگه بهم سربزنی