حديث ميگه

پهلوی ديواری ترک خورده زندگی وصله می خورد به گريه ستاره ها.

و سرودی غمگين نيمه شبها سکوت دنيا را می شکند.

تاريکی زلال مرگ مرا به فردايی گل آلود می رساند.

در اين فردا محبت سرد است و خشم داغ داغ.

سرمايی خشک و وزشی گرم زمزمه غرور را به تواضع زمين می کشاند.

و دوستی؛ ساحل را به قطره ها می دوزد.

صدای گريه ستاره ها تنهايی فراموش شدهء مرا به ياد تو می آورد.

و تو هم چون پرنده ای معصوم به نوازش ويرانه قلبم می نشينی.

از بس بغضم ترکيده خسته شده و منتظر مرهم آفتاب نگاه تويست.

پ.ن۱: می بينم که من هم پانوشت نويس شدم04.gif

پ.ن۲:اين متن قشنگه بالايی از دوست خوبم حديثه است . حديث جون مرسی10.gif

پ.ن۳:از اين به بعد هر وقت دلم بخواد اينجا رو آپ می کنم به هيچ کس هم خبر نميدم. هر کی که اينجا واسش مهمه خودش سر ميزنه 33.gif

پ.ن۴:وای چه ترسناک و بد جنس شدم.16.gif

پ.ن۵: چه حالی ميده پانوشت نوشتن؛18.gifتا آپ بعدی خداحافظ.

/ 4 نظر / 10 بازدید
محمد پایسته

اول........ اول..........اول من اولم همه برن کنار اقا هول نده وايسا سر سفت چيه زورتون مياد من اولم

محمد پایسته

خوبی شيده جون احوالات شما خيلی جالب بود کار خودتو بکن بد خواه مد خواه هم داشتی اااا عکسشو بده واست پاره کنم .....وای چقد خلافم سنگينه عکس پاره ميکنم من اپم اگه تونستی سر بزن

کاوه

سلام خیلی زیبا می نویسی به وبلاگ من هم سر بزن